خرید بک لینک
دخترکم مریض شده بود و سرفه هاش شده بودشبیه سرفه های من، وقتی کرونا کل ریه هامو درگیر کرده بود..ساعت دو نصفه شب بردمش بیمارستان، تو تریاژ دکتره خیلی ریلکس و عادی و بی‌خیال طور،انگار که یه چیز بی اهمیت مثل میلیون چیز بی اهمیت دیگست،گفت سرما خورده،همین ...فک کنم انتظار داشت یه کیس خیلییی داغون تر رو ببینه....پزشک ام،یه آنتی بیوتیک وتب بر و دیفن هیدرامین داد..ولی خیلی افاقه نکرد...هرشب بعد از اینکه می‌خوابید پاهاشو با ویکس چرب می کردم و جوراب می پوشوندم،سینه اشو روغن زیتون میزدم و یه پارچه نخی میزاش

برچسب: نویسنده: دانیال رحیمی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 6:35

صفحه بندی